السيد الطباطبائي
615
نقدهاى علامه طباطبائى بر علامه مجلسى ( حواشى بر بحار الانوار ) ( فارسى )
خدا مى ماند ، اين خطاب را مىكند ) . سپس خود خدا جواب مىدهد : « لِلَّهِ الْواحِدِ الْقَهَّارِ » . و سخن گفتن با معدوم سفاهت است و از شخص حكيم واقع نمى شود . خودش پرسش كند ، خودش نيز جواب دهد ، يا جواب را تقرير كند ، اين از نظر عقل ، خلاف حكمت است . شيخ مفيد ( ره ) [ به صورت وجوه زير ] جواب داده است : 1 - در محتواى آيه خبر از « خطاب معدوم » نيست . و ( اگر جمل آخر آى ما قبل را با اين آيه بخوانيم ) چنين مى فرمايد : « لِيُنْذِرَ يَوْمَ التَّلاقِ - يَوْمَ هُمْ بارِزُونَ لا يَخْفى عَلَى اللَّهِ مِنْهُمْ شَيْءٌ لِمَنِ الْمُلْكُ الْيَوْمَ لِلَّهِ الْواحِدِ الْقَهَّارِ » . يوم التلاق ( روز ملاقات ) عبارت از روز محشر است وقتى كه روح ها با بدن ها ملاقات كرده و به هم مى پيوندند ، و همگان در محشر با همديگر ملاقات مى كنند در عرص واحد . و جمله « يَوْمَ هُمْ بارِزُونَ » تاكيد است بر اين حضور در محشر . و بارز شدن نمى شود مگر موجودى باشد . 2 - وانگهى در متن آيه چيزى نيست كه گوياى اين باشد كه گوينده اين خطاب ، خداوند است . احتمال دارد گوينده آن يك فرشته باشد كه مأمور به آن ندا باشد . و اهل محشر نيز جواب را بدهند . 3 - احتمال دارد ، گوينده خود خداوند باشد از باب تقرير نه از باب استخبار . ( توضيح : تقرير ، يعنى كسى كه خودش پاسخ سوألش را مىداند ، مى پرسد تا آن را تقرير كند - استخبار يعنى جواب را نمى داند مى خواهد از مخاطب ياد بگيرد ) . و جواب دهندگان انسان هاى حاضر شده در محشر ، باشند . يا جواب دهندگان فرشتگان حاضر ، باشند . 4 - وجه ديگر اين است : كه از خطاب « لمن الملك » بر مى آيد كه اين خطاب در حال نزول آيه ( و پرسش از مردم عصر نزول آيه ) است نه خطابى كه در آينده واقع خواهد شد .